گروه رقابت درسی؛ سکوی پرتاب مارال به حقوق
صبح زود، کتاب باز، رویاها نزدیکتر. این جمله، شاید بهترین توصیف برای روتین روزانهی مارال حاتمی باشد؛ دانشجوی حقوق دانشگاه اصفهان و عضو فعال گروه رقابت درسی. مارال با برنامهریزی دقیق، پشتکار مثالزدنی و روحیهی رقابتی بالا، توانست به یکی از بزرگترین آرزوهای خود برسد. اون در سال گذشته با 183 روز سحرخیزی برترین فرد گروه در این طرح بود. در این یادداشت، مارال تجربیات ارزشمند خود را از دوران کنکور با ما در میان میگذارد و به ما نشان میدهد که چگونه با تلاش و پشتکار میتوان به موفقیت رسید. از سحرخیزی و برنامهریزی دقیق تا اهمیت رقابت سالم و حمایت گروهی، همه و همه در این یادداشت گنجانده شده است.
با خواندن این داستان، انگیزهای مضاعف برای رسیدن به اهداف خود پیدا خواهید کرد.
من مارال حاتمی هستم رشته حقوق دانشگاه اصفهان قبول شدم و حدود چهار ساله از دهمم داخل گروه عضوم
من صبحای زود بازدهی بیشتری داشتم
معمولا صبحا بین سه تا چهار بیدار میشدم و میانگین بیشتر سال رو بالای ۱۰ ساعت درس میخوندم و یک روز هم در هفته استراحت مطلق داشتم ، شبا هم سعی میکردم خواب با کیفیت و کاملی داشته باشم البته کم خوابی های زیادی هم کشیدم
سعی میکردم وقتی فشار روانی زیادی بهم وارد میشه مدتی از درس فاصله بگیرم مثلاً برای یک روز و به فعالیت دیگه ای بپردازم که از فضای مطالعه خارج بشم بعد از اون خودم رو وارد فضای رقابتی میکردم که انگیزه بیشتری بگیرم
اواخر دوران کنکوری بودنم فشار روانی خیلی زیادی بهم وارد میشد که با کمک خانواده از پسش بر اومدم
اگر به عقب برگردم قطعا رفتن به سالن مطالعه رو زودتر شروع میکردم ، من به رقابت کردن علاقه داشتم و قرار گرفتن در فضای رقابتی سنگین مثل کتابخونه باعث شد من نظم بهتری داشته باشم و چیزی که خیلی به من کمک کرد در کتابخونه با تمرکز مطالعه کردن بود که خیلی بحث مهمیه چون بازدهی زیاد با ساعت مطالعه بالا خیلی بهتره تا یک بازدهی کم و سطحی و اینکه سعی میکردم کتاب های عمومی رو بهتر بخونم و تمرین کنم
آدم قبل امتحان فکر میکنه آسونه و از پسش برمیاد ولی شب قبلش میفهمی چه اشتباهی کردی
بچهای گروه خیلی بهم کمک کردن ، مواقعی بوده که بی انگیزه و حوصله بودم و با روحیه قویشون به منم انرژی میدادن و از رقابت سحر خیزی خیلی لذت میبردم با بچها
ادمین ها که عالی بودن:)
آقای بحرینی با اینکه هیچ وظیفه ای در قبال ما ندارن ولی همیشه دلسوز ما بودن و تمام سوالاتمون رو با حوصله جواب میدادن
آیدا و مائده هم که عزیزای دل صبور و مهربونی بودن خیلی ازشون خیلی تشکر میکنم که پا به پای ما پیش اومدن
بهترین خاطره من دوران بعد کنکوره که بچها قبولی ها رو گفتن ، خیلی حس خوبی داشت که همه در کنار هم موفق شدیم
این گروه خیلی خیلی بهم کمک کرد
به نوعی میشه گفت اولین سکوی پرتاب من بود برای پیشرفت ، رقابت با بچها خیلی برام لذت بخش بود
بچها همه خونگرم هستند و جو دوستانه بین هممون حاکمه
خیلی همه به هم کمک میکردن و سوالات هم رو جواب میدادیم و اگر بلد نبودیم از شخص دیگه ای میپرسیدم
مواقعی که استرس داشتیم همو آروم میکردیم
و به هم دلگرمی میدادیم چون حال همو درک میکردیم
در کل این گروه عالی بود برای من
من هم سعی میکنم تا جایی که بشه به بقیه کمک کنم :)
از خانوم مارال بابت به اشتراک گذاشتن تجربیات شون متشکریم و برای ایشون آرزوی موفقیت داریم :)
دسته بندی: یادداشت ها